жёстк-ий
aspere; acerbe; ~ость duressa; asperitate.
жёсткий
прил. 1.bərk, sərt;2.cod, qaba, kobud;3. məc.qəti;4.ağır, şiddətli; жесткая вода cod su.
жёсткий
stiv, hard
жёсткий (-ая, -ое, -ие)
[صفت] :
1: hard
سخت ، سفت ، دشوار ، مشکل ، شديد ، قوي ، سخت گير ، نامطبوع ، زمخت ، خسيس ، درمضيقه 2: harsh
[.adj]: تند ، درشت ، خشن ، ناگوار ، زننده ، ناملايم 3: wiry
[.adj]: سيمي ، سفت ، کج شو ، قابل انحناء ، پرطاقت 4: coarse
[.adj]: زبر ، خشن ، زمخت ، بي ادب ، درشت 5: tough
[.n]: پي مانند ، سفت ، محکم ، شق ، با اسطقس ، خشن ، شديد ، زمخت ، بادوام ، سخت ، دشوار 6: rigid
[.adj]: سخت ، سفت و محکم ، نرم نشو ، جدي ، جامد ، صلب 7: strict
[.adj]: سخت ، اکيد ، سخت گير ، يک دنده ، محض ، نص صريح ، محکم