жаждать
тэчъядан хүсэх
жаждать
несов. 1. köhn.susamaq;2. məc.çox arzu etmək, istəmək, həsrət çəkmək, ... həsrətində olmaq.
жаждать
begjære; tørste etter
жаждать (I) (нсв)
[فعل] :
1: thirst
[.vi. & n]: تشنگي ، عطش ، آرزومندي ، اشتياق ، تشنه بودن ، آرزومند بودن ، اشتياق داشتن 2: long
[.adv. & adj. & n]: دراز ، طولاني ، طويل ، مديد ، کشيده ، دير ، گذشته از وقت
[.vt. & vi]: اشتياق داشتن ، ميل داشتن ، آرزوي چيزي را داشتن ، طولاني کردن ، (در شعر) مناسب بودن 3: hunger
[.vt. & vi. & n]: گرسنگي ، اشتياق ، قحطي ، گرسنه کردن ، گرسنگي دادن ، گرسنه شدن ، اشتياق داشتن 4: crave
[.vt]: آرزو کردن ، طلبيدن ، اشتياق داشتن