давка
survoa, murskata, hillo, tungos
давка
чихэх,гудрах,шахаж идүүлэх,ша
давка
ж мн. нет basabas, basırıq.
давка
trengsel
давка
[مونث] :
1: throng
[.vt. & vi. & n]: گروه ، جمعيت ، ازدحام ، هجوم ، ازدحام کردن 2: press
[.v]: فشار دادن ، مطبوعات ، ماشين فشار ، فشار ، ازدحام ، جمعيت ، ماشين چاپ ، مطبعه ، جرايد ، وارد آوردن ، فشردن زور دادن ، ازدحام کردن ، اتو زدن ، دستگاه پرس ، چاپ 3: crush
[.vi. & n]: فشردن ، چلاندن ، له شدن ، خردشدن ، با صدا شکستن ، (مج.) شکست دادن ، پيروز شدن بر 4: jam
[.v]: گير کردن چپاندن ، مربا ، فشردگي ، چپاندن ، فرو کردن ، گنجاندن (با زور و فشار) ، متراکم کردن ، شلوغ کردن ، شلوغ کردن (با آمد و شد زياد) ، بستن ، مسدود کردن ، وضع بغرنج ، پارازيت دادن