давило
ср şirəsıxan, şirəçəkən (cihaz).
давить (II) (нсв)
[فعل] :
1: press
[.v]: فشار دادن ، مطبوعات ، ماشين فشار ، فشار ، ازدحام ، جمعيت ، ماشين چاپ ، مطبعه ، جرايد ، وارد آوردن ، فشردن زور دادن ، ازدحام کردن ، اتو زدن ، دستگاه پرس ، چاپ 2: weigh down
[.v]: زير بار خم شدن يا کردن 3: weigh heavily 4: oppress
[.vt]: ذليل کردن ، ستم کردن بر ، کوفتن ، تعدي کردن ، درمضيقه قرار دادن ، پريشان کردن 5: squeeze
[.vt. & n]: فشردن ، له کردن ، چلاندن ، فشار دادن ، آب ميوه گرفتن ، به زور جا دادن ، زور آوردن ، فشار ، فشرده ، چپاندن 6: crush
[.vi. & n]: فشردن ، چلاندن ، له شدن ، خردشدن ، با صدا شکستن ، (مج.) شکست دادن ، پيروز شدن بر 7: run over
[.v]: لبريز شدن ، مرور کردن ، زير گرفتن 8: kill
[.vt. & n]: کشتن ، بقتل رساندن ، ذبح کردن ، ضايع کردن 9: be tight
[.adv. & adj]: سفت ، محکم ، تنگ (tang) ، کيپ ، مانع دخول هوا يا آب يا چيز ديگر ، خسيس ، کساد 10: pinch
[.vt. & vi. & n]: نيشگون گرفتن ، قاپيدن ، مضيقه ، تنگنا ، موقعيت باريک ، سر بزنگاه ، نيشگون ، اندک ، جانشين