галька
pieni kivi
галька
үхэр чулуу
галька
ж мн. нет çınqıl; xırda çay daşı.
галька
[مونث] :
1: pebble
[.vt. & n]: ريگ ، سنگريزه ، شيشه عينک ، نوعي عقيق ، با سنگريزه فرش کردن ، با ريگ حمله کردن ، (چرمسازي) نقش و نگار ريگي دادن به 2: pebbles
{ pebble: ـ[.vt. & n]: ريگ ، سنگريزه ، شيشه عينک ، نوعي عقيق ، با سنگريزه فرش کردن ، با ريگ حمله کردن ، (چرمسازي) نقش و نگار ريگي دادن به} 3: shingle
[.v]: توفال ، تخته کوبي ، توفال چوبي يا سيماني و غيره ، توفال کوبي کردن ، (مج.) پوشاندن ، موي سر را از ته زدن